امام‌ علي‌ (ع) يكي‌ از عوامل‌ سقوط‌ و تباهي‌ هر تشكيلاتي‌ را ضايع‌ كردن‌اصول‌ اساسي‌ آن‌ مي‌داند. در هر رشته‌ از علوم‌ بشري‌ به‌ ويژه‌ علوم‌ انساني‌اصولي‌ را شاهديم‌ كه‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ حوزه آن‌ علم‌ بر محور آن‌ها مي‌چرخدو با آن‌ها معنا مي‌يابد، اين‌ اصول‌ خود شاخه‌هايي‌ دارند كه‌ در گذر زمان‌ ومكان‌ دچار تغيير و تحوّل‌ مي‌شوند، بدون‌ آن‌ كه‌ اصول‌ تغيير يابند. مديريت‌چون‌ ساير رشته‌هاي‌ علوم‌، از اين‌ قاعده كلّي‌ مستثني‌ نيست‌ و در جايگاه‌ يكي‌از رشته‌هاي‌ علوم‌ انساني‌ اصولي‌ دارد كه‌ بايد آن‌ها را شناخت‌. با مراجعه‌ به‌سخنان‌ امام‌ (ع) و روش‌ و سيره‌ عملي‌ حضرت‌ اصول‌ متعددي‌ براي‌ مديريت‌كارآمد به‌دست‌ مي‌آيد كه‌ در اين‌ بخش‌ به‌ مواردي‌ از آن‌ها پرداخته‌ مي‌شود.

1. صبر و تحمّل‌

تحمّل‌، از اركان‌ مديريت‌ اسلامي‌ است‌. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

ابزار مديريت‌، سعه صدر است‌؛

بردباري‌ مهم‌ترين‌ ركن‌ مديريت‌ و سياست‌ است‌.

 2. صداقت‌

در بحث‌ صداقت   مدير، راستي‌ در گفتار و رفتار با هم‌ همراهند، ودراصطلاح‌ امروز، صداقت‌ به‌ «قول‌ و فعل‌» يا «عمل‌ و گفتار» اطلاق مي‌شود.اين‌ ويژگي‌ از زيباترين‌ جلوه‌هاي‌ مديريت‌ است‌؛ چرا كه‌ عامل‌ اصلي‌ جلب‌اعتماد ديگران‌ و ايجاد صميميت‌ بين‌ او و زيردستان‌ به‌ شمار مي‌رود. بيش‌ترمديران‌ موفق‌، افزون‌ بر كياست‌ و زيركي‌ و تدبير، ويژگي‌ صدق در گفتار وكردار را نيز دارند. خداوند در قرآن‌ مي‌فرمايد:

يا أَيُّهَا الَّذين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه‌َ وَ كُونُوا مَع‌َ الصّادِقين‌َ؛        
اي‌ اهل‌ ايمان‌، خدا ترس‌ بوده‌ و همراه‌ با راست‌گويان‌ باشيد.

امام‌ علي‌(ع) نيز مكرر بر صداقت‌ و راستي‌ در گفتار و كردار تأكيدمي‌كنند و آن‌ را عامل‌ نجات‌ و موجب‌ كرامت‌ و بزرگ‌منشي‌ مي‌دانند.چنان‌كه‌ آن‌ را پيروزمندترين‌ راهنما در كارها نيز معرفي‌ مي‌كنند.

 3. امانتداري‌

از ويژگي‌هاي‌ پيامبر اكرم‌(ص)، حتي‌ پيش‌ از بعثت‌ و زمامداري‌ و مديريت‌رسمي‌ و الاهي‌اش‌ بر جامعه اسلامي‌، صفت‌ امانتداري‌ است‌. او امين‌ بود و اين‌زيور و صفت‌ را تا ابد در جايگاه‌ رهبر و مدير بزرگ‌ الاهي‌ با خود خواهدداشت‌. تأسي‌ به‌ اين‌ صفت‌، و نزديكي‌ به‌ اين‌ حالت‌، تكليفي‌ بزرگ‌ براي‌مديران‌ جوامع‌ امروز، به‌ ويژه‌ جوامع‌ اسلامي‌ است‌.

حضرت‌ موسي‌(ع) وقتي‌ خواست‌ براي‌ حضرت‌ شعيب‌(ع) عهده‌داركاري‌ شود، دختر حضرت‌ شعيب‌(ع) درباره او به‌ پدر چنين‌ گفت‌:

يا اَبَت   اسْتَاجِرْه‌ُ اِن‌َّ خَيْرَ مَن   اسْتَاجَرْت‌َ القَوِي‌ُّ الاَمين‌ُ.       
پدر اين‌ جوان‌ را براي‌ خدمت‌ اجير كن‌، زيرا بهترين‌ كارگزار كسي‌است‌ كه‌ در كارش‌ توانمند و امين‌ باشد.

مدير در دنياي‌ امروز، حافظ‌ اموال‌، دارايي‌ها، سرمايه‌ها، ابزار و متعلقات‌سازمان‌ تحت‌ مديريتش‌ است‌. حفظ‌ اسرار، پوشش‌ عيوب‌، رازداري‌ ونهانداري‌ نيز از رموز توفيق‌ مدير است‌. ويژگي‌ امانتداري‌ از ديدگاه‌حضرت‌امير(ع) تا بدان‌ حد مهم‌ است‌ كه‌ اصل‌ پُست‌ مديريت‌ را نيز امانت‌مي‌داند. آن‌ حضرت‌ به‌ يكي‌ از كارگزارانش‌ مي‌نويسد:

پست‌ فرمانداري‌ براي‌ تو وسيله آب‌ و نان‌ نيست‌ بلكه‌ امانتي‌ است‌ كه‌در گردن‌ توست‌.

و لذا يكي‌ از اصول‌ مهم‌ مديريت‌ و وظايف‌ اصلي‌ مدير را امانتداري‌ وامين‌ بودن‌ مي‌داند و مي‌فرمايد:

در به‌ كارگيري‌ كارمندان‌ و مديراني‌ كه‌ بايد زير نظر تو كار كنند،هيچ‌گونه‌ واسطه‌ و شفاعتي‌ را نپذير، مگر شفاعت‌ «كفايت‌» و «امانت‌»را.

 

4. آگاهي‌ و تخصص‌

از ويژگي‌هاي‌ مهم‌ مدير كارآمد، آگاهي‌ لازم‌ از مسائل‌ مربوط‌ به‌مسؤوليت‌ او است‌ كه‌ شرط‌ كام‌يابي‌ او نيز به‌ شمار مي‌رود. داشتن‌ آگاهي‌ ومهارت‌ لازم‌، ضامن‌ پيشرفت‌ سازمان‌ به‌ سمت‌ و سوي‌ اهداف‌ مورد نظر است‌.امام‌ علي‌ (ع) مي‌فرمايد:

اي‌ مردم‌، همانا سزاوارترين‌ فرد به‌ اين‌ امر(خلافت‌ و مديريت‌)، كسي‌است‌ كه‌ در اجراي‌ امور تواناترين‌، و در فهم‌ مسائل‌ داناترين‌ به‌ فرمان‌خداوند باشد.

از اين‌ روست‌ كه‌ حضرت‌ يكي‌ از آفات‌ جدي‌ مديريت‌ را بركناري‌ وواپس‌ نهادن‌ انسان‌هاي‌ آگاه‌ و بافضيلت‌ مي‌داند.

 

5. پرهيزگاري‌

پرهيزگاري‌، عامل‌ بازدارنده‌ از خطا و مصونيت‌ از لغزش‌ به‌ شمار مي‌رودو از شرايط‌ مهم‌ مديريت‌ و زمامداري‌ در نظرگاه‌ اميرمؤمنان‌ (ع) است‌. البته‌در قرآن‌ نيز به‌ اين‌ مهم‌ اشاره‌ شده‌ است‌:

وَ مَن‌ْ يَتَّق   اللّه‌َ يَجْعَل‌َ لَه‌ُ مِن‌ْ أمْرِه   يُسْراً؛ 
كسي‌ كه‌ تقوا پيشه‌ كند، خداوند سختي‌هايي‌ را كه‌ براي‌ او پيش‌ مي‌آيد،آسان‌ مي‌كند.

امام‌ علي‌ (ع) مي‌فرمايد:

هر كس‌ به‌ دامن‌ تقوا چنگ‌ زند، سختي‌ها و شدايدي‌ كه‌ به‌ او نزديك‌شوند، از او دور گشته‌ و كارهايي‌ كه‌ بر ذائقه او تلخ‌ آمدند، شيرين‌مي‌گردند و موج‌هاي‌ متراكمي‌ كه‌ مي‌خواهند او را به‌ كام‌ خود بكشند،از جلوي‌ او كنار رفته‌ و امور مشقت‌آفرين‌ بر او آسان‌ مي‌شود.

 6. عدالت‌

عدالت‌، مجموعه‌اي‌ از رفتار، گفتار و كردار است‌ كه‌ لازمه مديريت‌كارآمد و پويا به‌ شمار مي‌رود. مديري‌ كه‌ در مؤلفه‌هايي‌ چون‌ گفتار، رفتار وپندار خويش‌، عدالت‌ و انصاف‌ را رعايت‌ كند، در حقيقت‌، افزايش‌ وفاداري‌به‌ سازمان‌ را به‌ ارمغان‌ آورده‌، و افراد با مشاهده اين‌ روحيات‌، به‌ تحقق‌اهداف‌ سازمان‌ وفادارتر و پايبندتر مي‌شوند. امام‌ علي‌(ع) رعايت‌ عدالت‌ رامايه روشني‌ چشم‌ كارگزاران‌ دانسته‌ و مي‌فرمايد:

برترين‌ روشني‌ چشم‌ واليان‌، برقراري‌ عدل‌ در مملكت‌ است‌.

ايشان‌ همچنين‌ در اهميت‌ عدالت‌ يادآور مي‌شوند كه‌:

كسي‌ كه‌ پس‌ از من‌، سرپرستي‌ را به‌ عهده‌ بگيرد، در روز قيامت‌ در كنارصراط‌ نگاه‌ داشته‌ مي‌شود و فرشتگان‌ مقرب‌ الاهي‌ نامه اعمال‌ او رامي‌گشايند. اگر در ميان‌ مردم‌ با عدالت‌ رفتار كرده‌ باشد، پس‌ عدلش‌ اورا نجات‌ مي‌دهد.

 

7. دوري‌ از بدرفتاري‌

اخلاق تند و طلب‌كارانه‌، فضاي‌ مديريت‌ را به‌ جهنم‌ رفتاري‌ تبديل‌مي‌كند. او بايد بسترسازي‌ كند و سازمان‌ را به‌ سمت‌ فرهنگ‌ متعادل‌ رفتاري‌سوق دهد، نه‌ اين‌ كه‌ خود پرخاش‌گر و تندخو باشد. امام‌ مي‌فرمايد:

بدرفتاري‌، آفت‌ زمامداران‌‌[مديران‌ جامعه ] است‌.

 

8. مهرباني‌

همان‌ طور كه‌ خشونت‌ براي‌ مدير زيبنده‌ نيست‌، قاطعيت‌، اصل‌ مسلّم‌ براي‌بالا بردن‌ كيفيت‌ كار و بهينه‌ سازي‌ رفتارها در سازمان‌ است‌. در كنار قاطعيت‌،عطوفت‌ و مهرباني‌ بجا و مناسب‌، بسيار مؤثر و مفيد است‌. مدير با به‌ كار بردن‌مهر و عطوفت‌، از دريچه قلب‌ها وارد شده‌ و سازمان‌ را مالامال‌ از تعهد وفداكاري‌ مي‌كند. اميرمؤمنان‌ (ع) در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد:

مهم‌ترين‌ ركن‌ سياست‌، مهرباني‌ است‌.

امام‌ علي‌(ع) در عهدنامه مالك‌ اشتر بر اين‌ نكته‌ تأكيد فراوان‌ دارند كه‌:

مهرباني‌ با مردم‌ را پوشش‌ دل‌ خويش‌ قرار ده‌ و با همه‌ دوست‌ و مهربان‌ باش‌.

 

9. برخورد منصفانه‌ با فرودستان‌

از ويژگي‌هاي‌ مديريت‌ كارآمد، رعايت‌ حقوق فرودستان‌ است‌. چرا كه‌اين‌ امر عامل‌ ثبات‌ سازماني‌ و مانع‌ تشكيل‌ گروه‌هاي‌ غيررسمي‌ معارض‌به‌شمار مي‌رود و موجب‌ بالا بردن‌ انگيزش‌ در بين‌ نيروها است‌. برخوردمنصفانه‌، عين‌ عدل‌ است‌، و عدل‌، به‌ تعبير امير مؤمنان‌ (ع)، قرار دادن‌ هر چيزدر جاي‌ خود است‌. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

حاكم‌ اسلامي‌ پاسدار الاهي‌ در زمين‌ است‌.

چرا كه‌ قرآن‌ انسان‌ را خليفه خدا در زمين‌، و دادگري‌ و انصاف‌ را ازويژگي‌هاي‌ ذات‌ لايزال‌ خداوند مي‌داند. پس‌ جانشين‌ خدا نيز بايدمرزبندي‌هاي‌ عدالت‌ را رعايت‌ كند. امام‌ در جاي‌ ديگري‌ مي‌فرمايد:

دستور و حكم‌ منصف‌ و عادل‌، نافذ است‌.

حضرت‌ درباره برخورد منصفانه مدير مي‌فرمايد:

با آنان‌ فروتن‌ و نرمخو، و همواره‌ گشاده‌رو باش‌، و به‌ همگان‌ به‌ يك‌چشم‌ بنگر؛ خواه‌ به‌ گوشه چشم‌ نگري‌ و خواه‌ به‌ آنان‌ خيره‌ شوي‌.

 10. توجّه‌ به‌ وضع‌ معيشتي‌ كاركنان‌

اميرمؤمنان‌ (ع) در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد:

در وضع‌ معيشتي‌ آنان‌ گشايشي‌ پديد آور؛ زيرا اين‌ روش‌ آنان‌ را دراصلاح‌ خود نيرو بخشيده‌ و براي‌ پاك‌سازي‌ خود تشويق‌ مي‌كند و آنان‌را از دست‌ درازي‌ به‌ اموالي‌ كه‌ در اختيار دارند، بي‌نياز مي‌سازد.

 11. مصمم‌ بودن‌ در اجرا

رفق‌ و مدارا از ويژگي‌هاي‌ مهم‌ در ارتباطات‌ مدير كاركنان‌ به‌ شمارمي‌رود كه‌ با قاطعيت‌ منافات‌ ندارد. قاطعيت‌ از ريشه «قَطَع‌َ» و به‌ معناي‌برش‌داشتن‌ است‌. مدير شايسته‌ كسي‌ است‌ كه‌ كم‌تر دچار ترديد و ضعف‌شود. البته‌ ممكن‌ است‌ بعضي‌ تصميم‌ها درست‌ نباشد؛ زيرا انسان‌ها از خطامصون‌ نيستند؛ امّا آن‌ چه‌ با كوشش‌ و صلاح‌انديشي‌ حاصل‌ مي‌شود، بايد باقاطعيت‌ انجام‌ گيرد، زيرا تزلزل‌ مدير، موجب‌ سستي‌ و كاهش‌ نيروي‌ زيردست‌وي‌ خواهد شد.

 

12. توانايي‌ انسجام‌ دهي‌ و حفظ‌ جامعه‌

حفظ‌ جامعه‌ و سازمان‌، از ويژگي‌هاي‌ مديريت‌ كارآمد است‌. امام‌ علي‌(ع)مي‌فرمايد:

بايد از تفرقه‌ پرهيز كرد؛ چه‌ اين‌ كه‌ افراد تك‌رو و جدا شده‌، دستخوش‌اميال‌ شيطاني‌ مي‌شوند؛ همان‌ طور كه‌ گوسفند تك‌ افتاده‌، طعمه گرگ‌مي‌شود.

 

13. نظم‌

آراستگي‌ و پيراستگي‌ را كه‌ شامل‌ نظم‌، پاكيزگي‌، زيبايي‌، ايمني‌، بهداشت‌و انضباط‌ است‌، در محيط‌ كار اعمال‌ كنيد. زيرا اين‌ كار موجب‌ بالا رفتن‌روحيه‌، و در نتيجه‌ افزايش‌ بهره‌وري‌ و كيفيت‌ مي‌شود. سازمان‌ را از اساس‌،يك‌ رشته‌ روابط‌ منظم‌ و عقلايي‌ بين‌ افراد دانسته‌اند و فراگرد منظم‌ آن‌ رامي‌توان‌ جريان‌ منظم‌ و متوالي‌ فعاليت‌ بشري‌ براي‌ انجام‌ كاري‌ يا شغلي‌ از ابتداتا انتها بيان‌ كرد. امام‌ علي‌(ع) درباره اهميت‌ نظم‌ مي‌فرمايد:

شما را به‌ تقواي‌ الاهي‌ و نظم‌ در كارهايتان‌ سفارش‌ مي‌كنم‌.

دستور ويژه آن‌ حضرت‌ درباره رعايت‌ نظم‌ در مديريت‌، فرازي‌ ازعهدنامه مالك‌ اشتر است‌ كه‌ امام‌ فرموده‌اند:

كار هر روز را در همان‌ روز انجام‌ ده‌ زيرا هر روزي‌ كاري‌ مخصوص‌ به‌خود دارد.

 

14. تعهد در برابر هدف‌

براي‌ گردش‌ كار سازمان‌ و امور آن‌، بايد هدف‌ گذاري‌ و برنامه‌ريزي‌ سنجيده‌و سازمان‌دهي‌ عاقلانه‌ داشته‌ باشيم‌ و به‌ آن‌ متعهد باشيم‌. امام‌علي‌(ع) مي‌فرمايد:

كسي‌ كه‌ در طريق‌ يك‌ هدف‌ نباشد، حيله‌هاي‌ ديگران‌ او را شكست‌مي‌دهد.

حضرت‌ در جاي‌ ديگر مي‌فرمايد:

جان‌ خويش‌ را در راه‌ اين‌ مسؤوليت‌ كه‌ خداوند بر عهده تو نهاده‌ است‌،نثار كن‌.

 

15. توانايي‌ شناخت‌ خويشتن‌

از مهم‌ترين‌ عوامل‌ توفيق‌ در اداره سازمان‌ و ارائه مديريت‌ كارآمد،خودشناسي‌ است‌. امام‌ علي‌ (ع) در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد:

خدا رحمت‌ كند كسي‌ را كه(از خود شناخت‌ دارد) و قدر خود رامي‌شناسد و پا را از گليم‌ خود بيرون‌ نمي‌گذارد.

كسي‌ كه‌ به‌ شناخت‌ واقعي‌ خود نايل‌ نشود، مرده متحرك‌ است‌ و نمي‌تواندبه‌ ديگران‌ سودي‌ برساند. امام‌ مي‌فرمايد:

كسي‌ كه‌ به‌ خودشناسي‌ و ارزش‌ و مقدار خويش‌ آگاهي‌ نداشته‌ باشد،نابود مي‌شود.

حضرت‌ در اهميت‌ و ضرورت‌ شناخت‌ خويش‌، براي‌ مدير واقعي‌،مرزبندي‌ جديدي‌ براي‌ شناخت‌ افراد عالم‌ و جاهل‌ قائل‌ مي‌شود و مي‌فرمايد:

دانا كسي‌ است‌ كه‌ قدر خود را بشناسد، و در ناداني‌ مرد همين‌ بس‌ كه‌ارزش‌ خويش‌ را نشناسد.

 

16. آگاهي‌ از تحوّلات‌ اجتماعي‌

امروزه‌ ضرورت‌ آگاهي‌ از تحوّلات‌ اجتماعي‌ براي‌ مديران‌، به‌ ويژه‌ براي‌مديران‌ رأس‌ هرم‌ سازمان‌، امري‌ حياتي‌ و تعيين‌كننده‌ است‌. امام‌ مي‌فرمايد:

به‌ خدا سوگند، از اخبار و تحوّلات‌ جاري‌ كشور بي‌اطلاع‌ نيستم‌ تا مراغافلگير كنند ]چون‌ كفتار نيستم‌ كه‌ با ضربات‌ آرام‌ و ملايم‌ بر درلانه‌اش‌، او را بخوابانند و ناگهان‌ به‌ دامش‌ اندازند[؛ من‌ به‌ طور كامل‌مراقب‌ مخالفان‌ هستم‌.

نبايد فراموش‌ كنيم‌ كه‌ عدم‌ هوشياري‌، به‌ عدم‌ دقت‌ در پيش‌بيني‌ برنامه‌منجر خواهد شد. در بُعد هوشياري‌ مدير، سه‌ افق‌ وجود دارد: أ: باز؛ ب‌:دور؛ج‌: روشن‌. اگر اين‌ سه‌ افق‌ در مديري‌ جمع‌ شد، هوشياري‌ او بالا است‌؛ امّا اگردر اين‌ ابعاد، ضعف‌ و فتور داشته‌ باشد، محيط‌ خود را به‌ خوبي‌ نخواهد شناخت‌.

17. آشنايي‌ به‌ تكليف‌

هر سازمان‌ و مديريتي‌ بر مبناي‌ تكاليفي‌ بنا شده‌ كه‌ اغلب‌ تعهدات‌اخلاقي‌اي‌ را بر مي‌انگيزد و مدير بايد مبناي‌ كار خود را بر اين‌ تعهدات‌استوار سازد كه‌ سبب‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ مي‌شود. امام‌ علي‌ (ع) مي‌فرمايد:

به‌ خدا سوگند (در انجام‌ دادن‌ تكليف‌ در امر حكومت‌) اگر هفت‌ اقليم‌را با آن‌ چه‌ در زير آسمان‌ها است‌ به‌ من‌ دهند تا خدا را نافرماني‌ كرده‌ وپوست‌ جوي‌ را از مورچه‌اي‌ به‌ ناروا گيرم‌، چنين‌ نخواهم‌ كرد.

 18. پاك‌سازي‌ محيط‌ از چاپلوسان‌

از ويژگي‌هاي‌ ارتباطي‌ مرئوسان‌ و رئيسان‌ كه‌ تباهي‌ رئيسان‌ واصلاح‌نشدن‌ امور را در پي‌ دارد، چاپلوسي‌ است‌. امام‌ مي‌فرمايد:

به‌ طور حتم‌، كسي‌ سزاوار آقايي‌ است‌ كه‌ چاپلوسي‌ نكند و مورد حمله‌و مغرور طمع‌ واقع‌ نشود.

وي‌ در خصوص‌ حدود ستايش‌، به‌ دامنه ظريف‌ و قابل‌ توجّهي‌ قائل‌ است‌:

ستودن‌ بيش‌ از آن‌ چه‌ سزاوار است‌، نوعي‌ چاپلوسي‌، و كم‌تر از آن‌،درماندگي‌ يا حسادت‌ است‌.

امام‌ در تحليل‌ رواني‌ اين‌ ويژگي‌، يعني‌ ثناگويي‌ مردم‌ از مدير، مي‌فرمايد:

گاهي‌ مردم‌، ستودن‌ افرادي‌ را براي‌ كار و تلاش‌ روا مي‌دارند؛ امّا من‌ ازشما مي‌خواهم‌ كه‌ مرا به‌ سخنان‌ زيباي‌ خود ستايش‌ نكنيد تا از عهدهوظايفي‌ كه‌ در برابر خدا و شما دارم‌، برآيم‌.

انسان‌ به‌ احترام‌ و توجّه‌ نياز دارد؛ ولي‌ اگر اين‌ مقصود در چارچوب‌روابط‌ منطقي‌ سازمان‌ واقع‌ نشود، محيط‌ كار در اختيار چاپلوسان‌ قرار خواهدگرفت‌ و ديگر جايي‌ براي‌ افراد كاردان‌ و دلسوز باقي‌ نخواهد ماند و سازمان‌به‌مرور از وجود آنان‌ خالي‌ خواهد شد. نتيجه اين‌ امر، تحليل‌ رفتن‌ بنيه انساني‌سازمان‌ است‌.

 

19. رفتار ملايم‌

مقصود از رفتار ملايم‌، مدارا و انعطاف‌پذيري‌ با افراد در موقعيت‌هاي‌مقتضي‌ است‌. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

محبت‌ و لطف‌ بر رعيت‌ را در قلب‌ خود جاي‌ ده‌ و بر آنان‌ درنده‌اي‌خونخوار مباش‌ كه‌ خوردن‌ آن‌ها را مغتنم‌ شماري‌.

واژه رفيق‌ از ريشه «رفق‌»، به‌ معناي‌ كسي‌ است‌ كه‌ بسيار مدارا مي‌كند، واطلاق رفيق‌ به‌ خداوند متعال‌ نيز از اين‌ باب‌ است‌ كه‌ با بندگان‌ خود بسيار مدارامي‌نمايد. حضرت‌ علي‌ (ع) رفق‌ را سبب‌ آسان‌ شدن‌ دشواري‌ها دانسته‌ است‌،آن‌ جا كه‌ مي‌فرمايد:

رفق‌ و مدارا سختي‌ها را آسان‌ مي‌كند.

كسي‌ كه‌ بر سازمان‌ يا گروهي‌ مديريت‌ دارد، نيازمند آن‌ است‌ كه‌ ديگران‌از او پيروي‌ كنند، و اين‌ امر، در پرتو رِفق‌ ميسّر است‌. مديري‌ كه‌ در رفتار خودبا ديگران‌ غضبناك‌ شود، تشخيص‌ درستي‌ نخواهد داشت‌؛ تعادل‌ روحي‌ وقواي‌ نفساني‌ را از دست‌ داده‌، واقعيت‌ها را درست‌ نمي‌فهمد، چرا كه‌ بر اساس‌ذهنيات‌ خود عمل‌ مي‌كند و دچار توهم‌ مي‌شود؛ بدين‌ سبب‌، دستورهاي‌غيرمنطقي‌ صادر مي‌كند و به‌ جاي‌ حل‌ مشكلات‌، بر معضلات‌ مي‌افزايد. چنين‌وضعيتي‌ سبب‌ ايجاد بحران‌ در سازمان‌، و نفرت‌ اعضا از او و اختلال‌ درارتباطات‌ خواهد شد. امام‌(ع) مي‌فرمايد:

مؤمن‌ با مردم‌ الفت‌ مي‌گيرد و با ايشان‌ مهرباني‌ مي‌كند.

پيامبراكرم‌ (ص) نيز مي‌فرمايد:

دل‌ها به‌ اقتضاي‌ فطرت‌، كسي‌ را كه‌ به‌ آن‌ها نيكي‌ كند، دوست‌ دارند، وبه‌ شخصي‌ كه‌ به‌ آن‌ها بدي‌ كند، كينه‌ مي‌ورزند.

در قرآن‌ كريم‌ آمده‌ است‌:

نفرستاديم‌ تو را مگر اين‌ كه‌ براي‌ عالميان‌ رحمت‌ باشي‌.

در وضعيت‌ فعلي‌ كه‌ ابراز مادي‌ مديريت‌ به‌ طور كامل‌ در اختيار نيست‌،نقش‌ حاكميت‌ بر قلب‌ها كه‌ نتيجه اعتقاد و عمل‌ به‌ ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ است‌، دراعمال‌ مديريت‌ بروز بيش‌تري‌ دارد؛ البته‌ محبت‌ و مهرباني‌ با كاركنان‌ به‌ اين‌معنا نيست‌ كه‌ با هر كس‌ طبق‌ خوشايند او عمل‌ شود. محبت‌ آن‌ است‌ كه‌ باحقيقت‌ توأم‌ باشد. محبت‌ خيررساندن‌ است‌؛ در غير اين‌ صورت‌، نوعي‌دورويي‌ به‌ شمار مي‌رود؛ البته‌ مدير ضمن‌ برخورداري‌ از حالت‌ جاذبه‌، ازويژگي‌ دافعه‌ نيز در جاي‌ خود نبايد غفلت‌ كند.

 

 

 

20. انتقادپذيري‌

انتقاد از ماده نقد، و نقد در لغت‌ به‌ معناي‌ وارسي‌ كردن‌ و جدا كردن‌ «سره‌از ناسره‌» است‌. چون‌ گفته‌ مي‌شود «نَقَّدْت‌ُ الدَّراهِم‌َ»، يعني‌ درهم‌ها را
وارسي‌ كردم‌ تا خوب‌ را از بد جدا سازم‌. انتقاد، عمل‌ جداسازي‌
است‌. حضرت‌علي‌(ع) در اهميت‌ انتقادپذيري‌ مدير و زمامدار جامعه‌مي‌فرمايد:

برخوردت‌ با كارگزاران‌، به‌ گونه‌اي‌ باشد كه‌ جرأت‌ داشته‌ باشند عيوب‌تو را يادآور شوند.

امام‌ يادآور مي‌شود كه‌ انتقاد بايد از روي‌ خيرخواهي‌ باشد، نه‌ به‌ قصدبرتري‌ جويي‌؛ چرا كه‌ انتقاد با عيبجويي‌ فرق دارد، و عيبجويان‌ فقط‌ درصددتضعيف‌ هستند. حضرت‌ مي‌فرمايد:از رعيت‌، آنان‌ را كه‌ عيبجوترند، از خود دور كن‌.

امام‌ جواد (ع) درباره تذكّر و انتقاد مثبت‌ مي‌فرمايد:

مؤمن‌، نيازمند توفيق‌ از خدا و اندرزگويي‌ از خويشتن‌ خود و پذيرش‌از كسي‌ است‌ كه‌ او را نصيحت‌ مي‌كند.

 21. رعايت‌ اعتدال‌ در امور

ميانه‌روي‌، شرط‌ كام‌يابي‌ و پيروزي‌ است‌. اعتدال‌ بايد در همه مسائل‌ وحالات‌ مراعات‌ شود. افراط‌ و تفريط‌ مشكلاتي‌ را در سازمان‌ پديد مي‌آوردكه‌ برطرف‌ كردن‌ آن‌ها با سختي‌ همراه‌ خواهد بود. امام‌ علي‌ (ع) در خطبهمعروف‌ به‌ همام‌، يكي‌ از ويژگي‌هاي‌ پرهيزگاران‌ را ميانه‌روي‌ مي‌داند.همچنين‌ در نامه‌اي‌ به‌ يكي‌ از فرمانداران‌ خود به‌ نام‌ عمر بن‌ ابي‌ سلمه‌ ارحبي‌كه‌ در فارس‌ حكومت‌ مي‌كرد، مي‌نويسد:

مردم‌ با ما هم‌پيمانند؛ پس‌ در رفتار با آنان‌، نرمي‌ و درشتي‌ را به‌ هم‌ آميزو رفتاري‌ معتدل‌ را در نزديك‌ كردن‌ و دور كردن‌ مراعات‌ كن‌.

حضرت‌ در كلامي‌ ديگر مي‌فرمايد:

نادان‌، هميشه‌ تندرو يا كندرو است‌.

امام‌ علي‌(ع) حدود 32 بار از ميانه‌روي‌ سخن‌ گفته‌ است‌ كه‌ بحث‌ وبررسي‌ اين‌ سخنان‌ مجالي‌ ويژه‌ مي‌طلبد.

 22. تشويق‌ و تنبيه‌

خداوند متعال‌ مي‌فرمايد:

اءِنّا اَرْسَلْناك‌َ بِالْحَق   بَشيراً و نَذيراً؛   
ما تو را به‌ حق‌، براي‌ بشارت‌ و بيم‌ فرستاديم‌.

ارسال‌ انبياء از دايره رحمت‌ الاهي‌ به‌ سوي‌ انسان‌ها در نقش‌ مديران‌ هادي‌و راهنما، براي‌ بشارت‌هاي‌ الاهي‌ و بيم‌ها است‌. پيامبر در قالب‌ آيات‌ قرآن‌مي‌فرمايد:

من‌ از سوي‌ او براي‌ شما بيم‌دهنده‌ و بشارت‌دهنده‌ام‌.

امروز تشويق‌ و تنبيه‌، جزو اصول‌ نظارتي‌ سازمان‌ است‌؛ چرا كه‌ افرادسازماني‌، همه‌ يكدست‌ و يكنواخت‌ نيستند، و تفاوت‌هاي‌ فردي‌، اصلي‌پذيرفته‌ شده‌ است‌. حضرت‌ علي‌ (ع) مي‌فرمايد:

مبادا نيكوكار و بدكردار نزد تو مساوي‌ باشند؛ زيرا در اين‌ صورت‌،نيكوكاران‌ در كار نيك‌ خود، سرد مي‌شوند، و بدكاران‌، به‌ بدي‌ تشويق‌مي‌شوند. هر يك‌ از ايشان‌ را به‌ آن‌ چه‌ گزيده‌ است‌، جزا ده‌.

قرآن‌ نيز مي‌فرمايد:

هر كس‌ به‌ اندازه ذره‌اي‌ نيكي‌ كند، آن‌ را مي‌بيند[و به‌ نتيجه آن‌مي‌رسد ] و هر كس‌ نيز به‌ اندازه ذره‌اي‌ بدي‌ كند، آن‌ را مي‌بيند[ و به‌سزاي‌ آن‌ مي‌رسد ].

بنابراين‌، تشويق‌، راه‌حلي‌ براي‌ بازده‌ بيش‌تر و بهتر است‌. اگر بين‌ كار وتشويق‌، رابطه‌اي‌ نباشد، كوشش‌ از بين‌ مي‌رود:

با پاداش‌ دادن‌ به‌ نيكوكار، بدكار را بيازار.

اگر فردي‌ كارش‌ را به‌ خوبي‌ انجام‌ داد، نبايد آن‌ را فقط‌ به‌ حساب‌وظيفه‌اش‌ گذاشت‌؛ بلكه‌ بايد او را بي‌درنگ‌ تشويق‌ كرد و اگر روزي‌ كارش‌ رابه‌ درستي‌ انجام‌ نداد، نبايد طلب‌كارانه‌ توبيخش‌ كرد. اگر از خدمات‌ فرد،قدرشناسي‌ نشود، پس‌ از آن‌، كار مهمي‌ را انجام‌ نخواهد داد. قدرداني‌ وتشويق‌ در هر وضعيتي‌ و به‌ هر مقداري‌ بايد انجام‌ شود؛ زيرا عامل‌ دلگرمي‌افراد و اهميت‌ و شخصيت‌ دادن‌ به‌ آن‌ها، و نشان‌ از توجّه‌ مدير به‌ عمل‌ افراداست‌.

علت‌ ناكامي‌ها در مديريت‌ و سازمان‌، هميشه‌ از تنبلي‌ كاركنان‌، پايين‌ بودن‌سطح‌ تخصص‌، ضعف‌ نظام‌ كار، كمبود سرمايه‌ و ابزار، وجود رقيبان‌ ودشمنان‌ داخلي‌ و خارجي‌ نيست‌؛ بلكه‌ گاهي‌ از مسائلي‌ به‌ ظاهر ساده‌، مانندچگونگي‌ تشويق‌ و تنبيه‌ ناشي‌ مي‌شود. براي‌ مثال‌، اگر به‌ كسي‌ پاداش‌ ناحق‌داده‌ شود و به‌ كسي‌ كه‌ حق‌ او است‌، پاداش‌ مناسب‌ داده‌ نشود، همه افراد، بامديريت‌ و سازمان‌ مخالف‌، و از كار و تلاش‌ دلسرد مي‌شوند؛ زيرا:

أ. كسي‌ كه‌ پاداش‌ نابجا گرفته‌ است‌، به‌ خودبيني‌ و غرور دچار مي‌شود.

ب‌. كسي‌ كه‌ پاداش‌، حق‌ او بوده‌ است‌، مأيوس‌ مي‌شود.

ج‌. ديگران‌ نيز به‌ كار و سازمان‌ بي‌اعتنا مي‌شوند؛ چون‌ در عمل‌ مي‌بينند كه‌ايثار و كوشش‌ بي‌نتيجه‌ است‌.

نكته مهم‌ و كليدي‌ ديگر كه‌ بايد در تنبيه‌ مورد توجّه‌ قرار گيرد، آن‌ است‌ كه‌هر تنبيهي‌ بايد تأثير تربيتي‌ داشته‌ باشد.

 

23. حفظ‌ اسرار

حفظ‌ اسرار و مسائل‌ و مشكلات‌ كارگزاران‌ و حوزه مديريتي‌ مدير و عدم‌انتشار آن‌، از ويژگي‌هاي‌ رهبران‌ كارآمد است‌؛ چنان‌ كه‌ امام‌ علي‌ (ع) در اين‌زمينه‌ مي‌فرمايد:

پيروزي‌ در سايه دورانديشي‌، و دورانديشي‌ در سايه تفكر، و تفكر درسايه حفظ‌ اسرار حاصل‌ مي‌شود.

در هر سازمان‌، رازهايي‌ نهفته‌ است‌ كه‌ عوامل‌ سازماني‌ يا كاركنان‌ در آن‌دخالت‌ دارند و مديران‌ از بيش‌تر آن‌ها آگاهي‌ دارند. حفظ‌ اين‌ اسرار، سازمان‌و حوزه مديريت‌ را از مخاطره‌هاي‌ بسياري‌ مصون‌ مي‌دارد.

24. آينده‌نگري‌

امروزه‌ در سازمان‌ها و مديريت‌ «باز»، «دور» و «روشن‌» دربارهبرنامه‌ريزي‌ صحبت‌ مي‌شود كه‌ جملگي‌ آينده مطلوب‌ و بهينه سازماني‌ ومديريتي‌ را رقم‌ مي‌زنند. اسلام‌ همان‌ گونه‌ كه‌ مسلمانان‌ را به‌ شناخت‌ گذشته‌سفارش‌ و تشويق‌ مي‌كند، به‌ آينده‌ نگري‌ نيز توجّه‌ مي‌دهد؛ زيرا اگر سرگذشت‌گذشتگان‌ و رويدادهاي‌ اقوام‌ و ملل‌ گوناگون‌ جهان‌ را بخوانيم‌ و اززيبايي‌هاي‌ آن‌ براي‌ زندگي‌ و آينده خويش‌ بهره‌ نگيريم‌، تاريخ‌ را تنها براي‌سرگرمي‌ و وقت‌ گذراني‌ خوانده‌ و كار بيهوده‌اي‌ انجام‌ داده‌ايم‌.

مديري‌ كه‌ بر مسند مديريت‌ نشسته‌، نبايد خود را از نگرش‌ به‌ آينده‌ جداسازد؛ همان‌ گونه‌ كه‌ از گذشته‌ نبايد غفلت‌ كند؛ چون‌ تنها زماني‌ مي‌تواند درمسير حركت‌، با شتاب‌ بيش‌تر، اشتباه‌ و خسارت‌ كم‌تر، روح‌ آرام‌تر و اميدفراوان‌تر، به‌ كام‌يابي‌ و پيروزي‌ دست‌ يابد كه‌ آينده‌ را شناخته‌ و براي‌ هرلحظه‌اش‌ برنامه‌ و آهنگي‌ مناسب‌ را آماده‌ كرده‌ باشد. مديران‌ آينده‌نگر،هميشه‌ از زمان‌ جلوترند و نيازها و مشكلات‌ كار را بررسي‌ مي‌كنند و امكانات‌لازم‌ را از پيش‌ تدارك‌ مي‌بينند؛ در نتيجه‌، ميزان‌ كام‌يابي‌ آنان‌ بيش‌تر مي‌شود.امام‌ علي‌ (ع) مي‌فرمايد:

چشم‌ دل‌ انسان‌ خردمند [آينده‌نگر]پايان‌ كارش‌ را مي‌بيند و نشيب‌ وفراز خويش‌ را مي‌شناسد؛

هر كه‌ از پيش‌ به‌ استقبال‌ رود، بينا مي‌شود، و هر كه‌ پشت‌ كند،سرگردان‌ مي‌ماند؛

خردمندترين‌ مردم‌ كسي‌ است‌ كه‌ در عاقبت‌ كارها بيش‌تر بنگرد.

از ويژگي‌هاي‌ مديران‌ مؤمن‌، آينده‌نگري‌ براي‌ پيشگيري‌ از نگراني‌هاي‌آينده‌ است‌. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

از ويژگي‌هاي‌ مؤمنان‌، آينده‌نگري‌ است‌[مؤمنان‌ كساني‌اند كه‌ آينده خويش‌ را مي‌شناسند ].

اسلام‌ براي‌ عاقبت‌نگري‌ در كارها، كه‌ از اصل‌ آينده‌نگري‌ سرچشمه‌مي‌گيرد، اهميت‌ فراواني‌ قائل‌ است‌؛ بنابراين‌، بخشي‌ از كام‌يابي‌هاي‌ مدير به‌اين‌ موضوع‌ بستگي‌ دارد كه‌ براي‌ آينده‌ تا چه‌ مقدار برنامه‌ريزي‌ كرده‌ وانديشيده‌ است‌. يكي‌ از نتايج‌ عاقبت‌انديشي‌ و آينده‌نگري‌ مديران‌ در جوامع‌،آرامش‌ خاطر و جلوگيري‌ از پشيماني‌ است‌. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد:

عاقبت‌انديشي‌ پيش‌ از شروع‌ كار، تو را از پشيماني‌ در امان‌ مي‌دارد.